امروز کنجکاو شدم بدانم Matt، بنیانگذار وردپرس، در آخرین مطلبش در سال ۲۰۱۵ چه نوشته. اصلا انتظارش را نداشتم: نقل قولی از حسین درخشان:

دلم برای روزهایی که مردم زمانشان را صرف آشنایی با نظرات دیگران می کردند و به خودشان زحمت می دادند بیش از یک پاراگراف یا بیش از ۱۴۰ کاراکتر را بخوانند تنگ شده. دلم برای روزهایی که میتوانستم چیزی در وبلاگ خودم و در دامنه خودم (توضیح: hoder.com) بنویسم، بدون اینکه همان مقدار زمان  برای ترویج آن مطلب در شبکه های اجتماعی مختلف صرف کنم تنگ شده، زمانی که کسی به لایک ها و بازنشرها اهمیتی نمی داد.

من آن دنیای وب قبل از زندان را به یاد می آرم، همان دنیای وبی که باید نجاتش بدیم.

در این مطلب هودر از شروع وبلاگ نویسیش میگوید: ۱۱ سپتامبر تورنتو بودیم، موقعیکه داشتیم با پدرم صبحونه میخوردیم دومین هواپیما هم سازمان تجارت جهانی رو مورد اصابت قرار داد و …. بعد از رونق وبلاگ میگوید: زمانی که در سال ۲۰۰۸ میلادی بازداشت شدم وبلاگ نویسها مثل ستاره های موسیقی راک پرطرفدار بودند.
در جالبترین قسمتهای این نوشته، هودر از مواجهه اش با دنیای جدید اینترنت پس از شش سال دوری از محیط وب میگه و اینکه گویی سکه او هم مثل اصحاب کهف، دقیانوسی شده.
قدرت هایپرلینکها حتی قبل از اینکه به زندان بیفتم در حال محدود شدن بود. بزرگترین دشمنش فلسفه ای بود که دو ارزش غالب زمان ما را با هم ترکیب می کرد: تازگی و محبوبیت. این فلسفه جریان روز (Stream) نام دارد و روش دریافت اطلاعات توسط افراد در دنیای وب را تعیین می کند. افراد کمتری مستقیما به بررسی صفحات وب می پردازند، و در عوض بیشتر افراد خوراک اطلاعاتیشان را توسط جریان پایان ناپذیر اطلاعات انتخاب شده به وسیله الگوریتمهای پیچیده دریافت می کنند.
… وقتی وارد فیس بوک می شوم، تلوزیون شخصی خودم شروع به پخش برنامه می کند، تنها کاری که باید بکنم این است که اسکرول کنم و پایین بروم. عکسهای پروفایل جدید دوستان، یک نظر خیلی کوتاه درباره یک موضوع جدید (و زودگذر)، لینک به یک موضوع داغ، تبلیغات و البته یک تکه فیلم ویدئویی که تا بهش می رسم، خودش شروع به پخش می کند
این آینده وب نیست. این آینده تلویزیون است. بزودی اینترنت تبدیل به مجموعه ای از اپلیکیشنهای موبایل می شود تا مجموعه ای از وب سایت ها.
The Web We Have to Save-800
در این میان به اعداد جالب دیگه ای هم اشاره می کند:
فیس بوک تنها با ۱۵۰ لایک می تواند ما را بهتر از والدین مان بشناسد و با ۳۰۰ لایک حتی بهتر از همسرمان . به نظر می رسد دنیا کاملا پیش بینی پذیر شده هم برای دولت ها و هم برای صاحبان مشاغل و بازرگانان.
اگر هم فرصت مطالعه این مطلب به زبان انگلیسی را ندارید 🙁 و می خواهید به تلگرامتان سر بزنید، مطالعه نسخه خیلی کوتاهتر از آن که قبلا در همشهری جوان (بازنشر در هودر) چاپ شده است را به شما توصیه می کنم.

پی نوشت (شنبه ۹۴/۱۰/۱۲):

man-diego-maradona-hastam ۱- فیلم «من دیه گو مارادونا هستم»:
به نظر من خلاصه این فیلم اینطور خلاصه می شود: ما با هم حرف نمی زنیم و دیالوگ نمی کنیم، بلکه در حالی که همه دارند حرف می زنند، هر کس حرف خودش را می زند و تا جایی که می تواند بلند بلند حرف می زند تا بقیه حرفش را بشنوند. نتیجه چه می شود؟ همانی که در فیلم می بینیم، یک دیوانه خانه!
Iran-Berger
۲- فیلم «ایران برگر»:
به نظر من خلاصه این فیلم اینطور خلاصه می شود: انتخابات مهم است و باید با حضور پر شور و شوق مردم کوچه و بازار برگزار شود.
این بار قرعه به نام اپلیکیشن تلگرام افتاده است تا به این کوره انتخاباتی بدمد. و حدس می زنم تا آن موقع این اپلیکیشن فیلتر نشود. تازه استفاده از آن ترویج هم بشود: چند روز پیش به رادیوی تاکسی گوش می کردم،  کارشناس دعوت کرده بودند و مخلص کلامش اینکه: ایها الناس، تلگرام قابل هک شدن نیست، با خیال راحت از آن استفاده کنید.
gizmiz-ghelyoun
۳- ۳۰میلیون؛ درآمد یک مدیر تلگرامی
«رضا راد» یا «منصور قیامت» مدیر کانال «گیزمیز» یکی از محبوب ترین کانال های تلگرام است که حدود ۷۰۰ هزار مخاطب جمع کرده … متن کامل مصاحبه در روزنامه دنیای اقتصاد … تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
Mellati-Ke-Ketab-Nemikhanad
۴- نقل قولی از کتاب «جامعه شناسی خودمانی» حسن نراقی:
یکی از دردهای مملکت این است که حتی تحصیل­کرده ­هایمان خیلی با تاریخ میانه خوبی ندارند (اگر یادتان باشد در دوره ­های دبیرستان هم نه تاریخ و نه معلم تاریخ معمولاً جدی گرفته نمی­شدند). مسخره­ تر از این نمی ­شود که یک نفر به اصطلاح مدعی، یک نفر تحصیل­کرده، نداند از دو یا سه نسل قبلش پدرش کیست؟
… ملتی که تاریخ گذشته ­اش را نمی ­خواند و نمی ­داند، همه چیز را خودش باید تجربه کند. آیا فرصت این کار را دارد؟ آیا عمرش به این تجربه ­ها کفاف می­دهد؟ ببینید امریکایی دویست و چند ساله وقتی از تاریخش صحبت می­ کند، با چه احترام و وقاری از آن سخن می­ گوید، ببینید در مدارس عالی­شان درس تاریخ از چه وزنی برخوردار است و هکذا مدارس اروپایی.
از این دردناک­تر نمی ­شود که تجربه ­ای را به قیمت گزاف به دست می ­آوریم ولی آن را نگاه نمی ­داریم. یک نسل، دو نسل می ­گذرد همه یادمان می ­رود و آن­وقت دوباره روز از نو روزی از نو …

پی نوشت (شنبه ۹۴/۱۱/۰۴):

یک مطلب مرتبط دیگر: از وبلاگ‌های اجتماعی تا کانال‌های تلگرام – دنیای اقتصاد، علیرضا شیرازی، مدیر سایت بلاگفا